• اثر: رضا بدر السماء
  • نام اثر: حرام خوار
  • ابعاد: 36*50
  • تکنیک: گواش
  • این اثر در مورد آیات ابتدای سوره مطففین کار شده است،در زیر تفسیر این آیات را که از تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی است مشاهده می کنیم: 1وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ 2الَّذِينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النّاسِ يَسْتَوْفُونَ 3وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ 4أَ لايَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ 5لِيَوْم عَظِيم 6يَوْمَ يَقُومُ النّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ ترجمه: به نام خداوند بخشنده بخشايشگر 1 ـ واى بر كم فروشان! 2 ـ آنان كه وقتى براى خود پيمانه مى كنند، حق خود را به طور كامل مى گيرند. 3 ـ اما هنگامى كه مى خواهند براى ديگران پيمانه يا وزن كنند، كم مى گذارند. 4 ـ آيا آنها گمان نمى كنند كه برانگيخته مى شوند. 5 ـ در روزى بزرگ؟! 6 ـ روزى كه مردم در پيشگاه پروردگار جهانيان مى ايستند. شأن نزول: «ابن عباس» مى گويد: هنگامى كه پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) وارد «مدينه» شد بسيارى از مردم سخت آلوده كم فروشى بودند، خداوند اين آيات را نازل كرد و آنها پذيرفتند: و بعد از آن كم فروشى را ترك كردند.(1) در حديث ديگرى آمده است: بسيارى از اهل «مدينه» تاجر بودند و در كار خود كم فروشى مى كردند، و بسيارى از معاملات آنها معاملات حرام بود، اين آيات نازل شد، و پيامبر(صلى الله عليه وآله) آنها را براى اهل «مدينه» تلاوت فرمود، سپس افزود: خَمْسٌ بِخَمْس: «پنج چيز در برابر پنج چيز است»! عرض كردند: اى رسول خدا: كدام پنج در مقابل كدام پنج است؟! فرمود: ما نَقضَ قَوْمٌ الْعَهْدَ إِلاّ سَلَّطَ اللّهُ عَلَيْهِمْ عَدُوَّهُمْ! وَ ما حَكَمُوا بِغَيْرِ ما أَنْزَلَ اللّهُ إِلاّ فَشا فِيْهِمُ الْفَقْرُ! وَ ما ظَهَرَتْ فِيْهِمُ الْفاحِشَةُ إِلاّ فَشا فِيْهِمُ الْمَوْتُ! وَ لا طَفَّفُوا الْكَيْلَ إِلاّ مُنِعُوا النَّباتَ وَ أُخِذُوا بِالسِّنِيْنَ! وَ لا مَنَعُوا الزَّكاتَ إِلاّ حُبِسَ عَنْهُمُ الْمَطَرُ!: «هيچ قومى عهدشكنى نكردند، مگر اين كه خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلط ساخت. هيچ جمعيتى به غير حكم الهى حكم نكردند، مگر اين كه فقر در ميان آنها زياد شد. در ميان هيچ ملتى فحشاء ظاهر نشد، مگر اين كه مرگ و مير در ميان آنها فراوان گشت! هيچ گروهى كم فروشى نكردند، مگر اين كه زراعت آنها از بين رفت و قحطى آنها را فرو گرفت! و هيچ قومى زكات را منع نكردند، مگر اين كه باران از آنها قطع شد»!(2) مرحوم «طبرسى» نيز در «مجمع البيان» در شأن نزول اين آيات نقل كرده است: مردى در «مدينه» بود به نام «ابو جهينه» كه دو پيمانه كوچك و بزرگ داشت، به هنگام خريدن از پيمانه بزرگ استفاده مى كرد و به هنگام فروش از پيمانه كوچك (اين سوره نازل شد و به او و امثالش هشدار داد).(3) * * * تفسير: واى بر كم فروشان! در اين آيات، قبل از هر چيز كم فروشان را مورد تهديد شديدى قرار داده، مى فرمايد: «واى بر كم فروشان»! (وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ). اين، در حقيقت اعلان جنگى است از ناحيه خداوند به اين افراد ظالم، ستمگر و كثيف، كه حق مردم را به طرز ناجوانمردانه اى پايمال مى كنند. «مُطَفِّفِينَ» از ماده «تطفيف» در اصل از «طَفَّ» گرفته شده كه به معنى كناره هاى چيزى است، و اين كه سر زمين «كربلا» را وادى «طَفّ» مى گويند، به خاطر اين است كه: در ساحل «فرات» واقع شده، سپس به هر چيز كمى واژه «طفيف» اطلاق شده است، همچنين به پيمانه اى كه پر نباشد يعنى محتوايش به كنارهاى آن رسيده اما مملو نشده است نيز همين معنى اطلاق مى شود، و بعد اين واژه در كم فروشى به هر شكل و به هر صورت استعمال شده. «وَيْل» در اينجا به معنى «شرّ»، يا «غم»، و «اندوه» يا «هلاكت»، يا «عذاب دردناك»، و يا «وادى سخت و سوزانى در دوزخ» است، و معمولاً اين واژه به هنگام نفرين و بيان زشتى چيزى به كار مى رود، و يا اين كه تعبيرى است كوتاه اما مفاهيم زيادى را تداعى مى كند. قابل توجه اين كه: در روايتى از امام صادق(عليه السلام) آمده: خداوند «وَيْل» را درباره هيچ كس در قرآن قرار نداده، مگر اين كه او را كافر نام نهاده، همان گونه كه مى فرمايد: فَوَيْلٌ لِلَّذِيْنَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْم عَظِيْم: «واى بر كافران از مشاهده روز بزرگ».(4) از اين روايت استفاده مى شود: كم فروشى بوى كفر مى دهد! * * * پس از آن، به شرح كار «مطففين» و كم فروشان پرداخته، مى فرمايد: «آنها كسانى هستند كه وقتى مى خواهند براى خود كيل كنند حق خود را به طور كامل مى گيرند» (الَّذِينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النّاسِ يَسْتَوْفُونَ).(5) * * * «اما هنگامى كه مى خواهند براى ديگران كيل يا وزن كنند كم مى گذارند» (وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ). جمعى از مفسران از آيات فوق چنين استفاده كرده اند: منظور از «مُطَفِّف» كسى است كه به هنگام خريد، بيش از حق خود مى گيرد، و به هنگام فروش كمتر از حق مى دهد، لذا خداوند به خاطر هر دو جهت، «وَيْل» را بر آنها نهاده.ولى، اين اشتباه است; زيرا تعبير «يَسْتَوْفُونَ» مفهومش اين است كه حق خود را به طور كامل مى گيرند، و چيزى كه دلالت بر اضافه بر حق كند در اين عبارت نيست، و اين كه مى بينيم خداوند آنها را مذمت كرده، در مقايسه اين دو حالت با يكديگر است كه به هنگام خريد، حق را به طور كامل مى گيرند، و به هنگام فروش ناقص مى دهند، درست مثل اين است كه در مقام مذمت كسى مى گوئيم: «هر گاه طلبى از كسى داشته باشد سر موعد آن را مى گيرد، اما اگر بدهكار باشد ماه ها تأخير مى اندازد». بنابراين، گرفتن طلب در رأس موعد، كار بدى نيست، كار بد با توجه به مقايسه اين دو با يكديگر است. قابل توجه اين كه: در مورد گرفتن حق، تنها سخن از «كيل» است، ولى در مورد پرداختن سخن از «كيل» و «وزن» هر دو به ميان آمده، اين تفاوت تعبير ممكن است به يكى از دو دليل زير باشد: نخست اين كه: خريداران عمده، در زمان هاى گذشته بيشتر از «كيل» استفاده مى كردند; زيرا ترازوهاى بزرگى كه بتواند وزن هاى زياد را بسنجد وجود نداشت، اما پيمانه هاى بزرگ به آسانى يافت مى شد (در باب «كُر» نيز گفته اند: كه اين واژه در اصل نام پيمانه بزرگى بوده است). ولى، به هنگام فروش هم عمده فروشى داشتند (با كيل) و هم خرده فروشى (با وزن). ديگر اين كه: براى گرفتن حق: استفاده از پيمانه مناسب تر است; چرا كه تقلب در آن مشكل تر مى باشد، ولى براى كم فروشى استفاده از وزن معمول تر است; چرا كه امكان تقلب در آن بيشتر مى باشد. اين نكته نيز قابل توجه است كه: آيات فوق گر چه تنها از كم فروشى در مورد كيل و وزن سخن مى گويد، ولى بدون شك، مفهوم آيه وسيع است و هر گونه كم فروشى را هر چند در معدودات (چيزهائى را كه با عدد مى فروشند) نيز شامل مى شود. بلكه، بعيد نيست با استفاده از الغاى خصوصيت، كم گذاردن در خدمات را نيز فرا گيرد، فى المثل، اگر كارگر و كارمندى چيزى از وقت مقرر كمتركار كند، در رديف «مطففين» و كم فروشانى است كه آيات اين سوره سخت آنها را نكوهش كرده است. بعضى، مى خواهند براى آيه، توسعه بيشترى قائل شوند، و هر گونه تجاوز از حدود الهى و كم و كسر گذاشتن در روابط اجتماعى و اخلاقى را مشمول آن بدانند، گر چه، استفاده اين معنى از الفاظ آيه روشن نيست، ولى بى تناسب هم نمى باشد. لذا، از «عبداللّه بن مسعود» صحابى معروف نقل شده كه گفت: «نماز نيز قابل پيمانه است! كسى كه كيل آن را به طور كامل ادا كند، خداوند پاداش او را كامل مى دهد، و هر كس از آن كم بگذارد، درباره او همان جارى مى شود كه خداوند درباره «مطففين» (كم فروشان) فرموده».(6) * * * سپس، آنها را با اين جمله استفهام توبيخى مورد تهديد قرار مى دهد: «آيا آنها باور ندارند كه برانگيخته مى شوند»؟! (أَ لايَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ). * * * «در روزى بزرگ» (لِيَوْم عَظِيم). روزى كه عذاب و حساب و خبر او و هول و وحشتش همه عظيم است. * * * «روزى كه مردم از قبرها برمى خيزند، و در پيشگاه رب العالمين حاضر مى شوند» (يَوْمَ يَقُومُ النّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ). يعنى، اگر آنها قيامت را باور مى داشتند و مى دانستند حساب و كتابى در كار است، و تمام اعمالشان براى محاكمه در آن دادگاه بزرگ ثبت مى شود، و هر كس به اندازه سر سوزنى كار نيك و بد كرده، نتيجه آن را در آن روز عظيم مى بيند، هرگز چنين ظلم و ستم نمى كردند، و حقوق افراد را پايمال نمى ساختند. بسيارى از مفسران «يَظُنُّ» را كه از ماده «ظن» است در اينجا به معنى «يقين» مى دانند، و نظير اين تعبير در قرآن مجيد وجود دارد، مانند آيه 249 سوره «بقره»: قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللّهِ كَمْ مِنْ فِئَة قَلِيلَة غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ: «آنها كه مى دانستند خدا را ملاقات خواهند كرد (و به روز قيامت ايمان داشتند) گفتند: چه بسيار گروه كوچكى كه به فرمان خدا بر گروه عظيمى پيروز شدند» (توجه داشته باشيد اين آيه درباره گروهى از بنى اسرائيل است كه ايمان و استقامت خود را در مراحل مختلف نشان داده بودند). شاهد گوياى اين سخن، حديثى است كه از امير مؤمنان على(عليه السلام)نقل شده كه در تفسير آيه: «أَ لايَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ * لِيَوْم عَظِيم» فرمود: «مفهومش اين است: أَ لَيْسَ يُوقِنُونَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ؟: «آيا يقين ندارند كه آنها برانگيخته مى شوند»؟!(7) و نيز، از همان حضرت(عليه السلام) نقل شده است كه فرمود: «ظن بر دو گونه است: ظن ترديد، و ظن يقين، آنچه در قرآن درباره معاد آمده است ظن يقين است، و آنچه درباره دنيا آمده است ظن شك»!.(8) اين احتمال نيز از سوى جمعى داده شده است كه: ظن در اينجا به همان معنى معروف امروز، يعنى گمان بوده باشد، اشاره به اين كه: توجه به قيامت آن چنان در روح و جان انسان اثر مى گذارد كه حتى اگر كسى گمان به آن داشته باشد، و احتمال وجود چنين روزى را بدهد، بايد از انجام كارهاى خلاف خوددارى كند، چه رسد به اين كه يقين داشته باشد، و اين همان چيزى است كه در ميان دانشمندان به عنوان «دفع ضرر مظنون» يا «دفع ضرر محتمل» معروف شده است، و مفهوم اين سخن آن خواهد بود كه اين گنهكاران بى پروا و بى باك نه تنها يقين به قيامت ندارند، بلكه گمان آن را نيز ندارند (ولى تفسير اول با دلائلى كه گفته شد مقدم است). مهم اين است كه: واژه «ظن» به گفته «راغب» در «مفردات»، در اصل اسم براى آن حالتى است كه از وجود قرائنى در فكر انسان حاصل مى شود، اگر نشانه ها قوى باشد علم و يقين مى آورد، و اگر نشانه ها ضعيف باشد از حدّ گمان بالاتر نمى رود.(9) بنابراين، واژه مزبور بر خلاف آنچه امروز در ميان ما معروف است، مفهوم گسترده اى دارد كه هم «علم» و هم «گمان» را شامل مى شود، و گاه در اين، و گاه در آن به كار مى رود. * * * نكته: «كم فروشى» از عوامل فساد در أرض در آيات قرآن مجيد، كراراً از كم فروشى نكوهش شده، گاه در داستان «شعيب»(عليه السلام) در آنجا كه قوم را مخاطب ساخته، مى گويد: أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ لاتَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ * وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ * وَ لاتَبْخَسُوا النّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لاتَعْثَوْا فِي الاْ َرْضِ مُفْسِدِينَ: «حق پيمانه را ادا كنيد، و ديگران را به خسارت ميفكنيد * با ترازوى صحيح وزن كنيد * و حق مردم را كم نگذاريد، و در زمين فساد نكنيد».(10) و به اين ترتيب، كم فروشى و ترك عدالت، به هنگام پيمانه و وزن را در رديف فساد در زمين شمرده است، و اين خود دليلى به ابعاد مفاسد اجتماعى اين اين كار است. و نيز در آيات 7 و 8 سوره «الرحمن» رعايت عدالت در وزن را هم رديف عدالت در نظام آفرينش در عالم جهان هستى قرار داده، مى فرمايد: وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ * أَلاّ تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ: «خداوند آسمان را برافراشت و ميزان و حساب در همه چيز گذاشت * تا شما در وزن و حساب طغيان نكنيد». اشاره به اين كه: مسأله رعايت عدل در سنجش، مسأله كوچك و كم اهميتى نيست، بلكه در حقيقت جزئى از اصل عدالت و نظم كلى حاكم بر سراسر عالم هستى است. و به همين دليل، پيشوايان بزرگ اسلام به اين مسأله اهميت فراوانى مى دادند ، تا آنجا كه در روايت معروف «اصبغ بن نباته» آمده است: از على(عليه السلام)شنيدم كه بر فراز منبر مى فرمود: يَا مَعْشَرَ التُّجّارِ! الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ...: «اى گروه تجار! اول، فقه بياموزيد، و سپس تجارت كنيد» و اين سخن را امام(عليه السلام) سه بار تكرار فرمود... و در پايان اين كلام فرمود: التّاجِرُ فاجِرٌ، وَ الْفاجِرُ فِي النّارِ، إِلاّ مَنْ أَخَذَ الْحَقَّ وَ أَعْطَى الْحَقَّ: «تاجر فاجر است و فاجر در دوزخ، مگر آنها كه به مقدار حق خويش از مردم بگيرند و حق مردم را بپردازند».(11) و در حديث ديگرى از امام باقر(عليه السلام) نقل شده است: «هنگامى كه امير مؤمنان على(عليه السلام) در كوفه بود، همه روز صبح در بازارهاى كوفه مى آمد، بازار به بازار مى گشت و تازيانه اى (براى مجازات متخلفان) بر دوش داشت، در وسط هر بازار مى ايستاد و صدا مى زد: «اى گروه تجار! از خدا بترسيد»! هنگامى كه بانگ على(عليه السلام)را مى شنيدند هر چه در دست داشتند بر زمين گذاشته و با تمام دل به سخنانش گوش فرا مى دادند، سپس مى فرمود: قَدِّمُوا الاِسْتِخارَةَ وَ تَبَرَّكُوا بِالسُّهُولَةِ، وَ اقْتَرِبُوا مِنَ الْمُبْتاعِينَ، وَ تَزَيَّنُوا بِالْحِلْمِ، وَ تَناهَوْا عَنِ الْيَمِينِ، وَ جانِبُوا الْكَذِبَ، وَ تَجافَوْا عَنِ الظُّلْمِ وَ أَنْصِفُوا الْمَظْلُومِينَ، وَ لاتَقْرَبُوا الرِّبا، وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزَانَ، وَ لاتَبْخَسُوا النّاسَ أَشْيائَهُمْ وَ لاتَعْثَوْا فِي الاْ َرْضِ مُفْسِدِينَ: «بيش از هر چيز از خداوند خير بخواهيد، و با آسان گرفتن كار بر مردم بركت بجوئيد، و به خريداران نزديك شويد، حلم را زينت خود قرار دهيد، از سوگند بپرهيزيد، از دروغ اجتناب كنيد، از ظلم خوددارى نمائيد، و حق مظلومان را بگيريد، (و در مورد آنها انصاف به خرج دهيد) به ربا نزديك نشويد، پيمانه و وزن را به طور كامل وفا كنيد، و از اشياء مردم كم نگذاريد، و در زمين فساد نكنيد»! و به اين ترتيب، در بازارهاى «كوفه» گردش مى كرد، سپس به «دار الإماره» باز مى گشت و براى دادخواهى مردم مى نشست.(12) و نيز، همان گونه كه در شأن نزول آيات نيز آمده، پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: «هر گروهى كم فروشى كنند، خداوند زراعت آنها را از آنها مى گيرد، و گرفتار قحطى مى شوند»! از مجموع آنچه در بالا گفته شد، استفاده مى شود: يكى از عوامل مهم نابودى و عذاب بعضى از اقوام گذشته، مسأله كم فروشى بوده است، كه موجب به هم خوردن نظام اقتصادى آنها، و نزول عذاب الهى شده. حتى در روايات اسلامى در آداب تجارت آمده است: مؤمنان بهتر است به هنگام پيمانه و وزن كمى بيشتر بدهند، و به هنگام گرفتن حق خود، كمى كمتر بگيرند (درست بر عكس كار كسانى كه در آيات فوق به آنها اشاره شده است كه حق خود را به طور كامل مى گيرند، و حق ديگران را به طور ناقص مى پردازند).(13) از سوى ديگر، همان گونه كه در تفسير آيه فوق اشاره كرديم، مسأله كم فروشى به عقيده بعضى معنى وسيعى دارد، كه هرگونه كم و كسر گذاردن در كار و انجام وظائف فردى و اجتماعى و الهى را شامل مى شود. * * * -------------------------------------------------------------------------------- 1 ـ «مجمع البيان»، ذيل آيه مورد بحث. 2 ـ تفسير «فخر رازى»، جلد 31، صفحه 88 ـ همين مضمون را «ابوالفتوح رازى» و «مراغى» در تفسيرشان آورده اند ـ «بحار الانوار»، جلد 70، صفحه 370. 3 ـ «مجمع البيان»، جلد 10، صفحه 452. 4 ـ «اصول كافى»، مطابق نقل «نور الثقلين»، جلد 5، صفحه 527. 5 ـ تعبير به «عَلَى النّاسِ» در اينجا اشاره به آن است كه حقى بر مردم دارند، و در تقدير «إِذا كالُوا ما عَلَى النّاسِ» بوده، و اصولاً «كالَ عَلَيْهِ» در جائى گفته مى شود كه: هدف از كيل، گرفتن حقى است و اما «كالَهُ» و همچنين «كالَ لَهُ» مربوط به جائى است كه منظور از كيل پرداختن حق ديگرى باشد (دقت كنيد). 6 ـ «مجمع البيان»، جلد 10، صفحه 452. 7 ـ تفسير «برهان»، جلد 4، صفحه 38. 8 ـ «نور الثقلين»، جلد 5، صفحه 528. 9 ـ «مفردات راغب»، ماده «ظن». 10 ـ شعراء، آيات 181 تا 183. 11 ـ «كافى»، جلد 5، صفحه 150، باب «آداب التجارة»، حديث 1. 12 ـ «كافى»، جلد 5، صفحه 151، باب «آداب التجارة»، حديث 3 (با كمى اختصار). 13 ـ به جلد 12 «وسائل الشيعه»، «ابواب التجارة»، باب 7، صفحه 290 مراجعه شود. منبع : http://persian.makarem.ir/quran/



  • کتاب نقش نگار (۱۷ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۶:۲۰)
  • کتاب نقش نگار
    رضا بدرالسماء پس از نیم قرن فعالیت در زمینه هنر نگارگری تجربیات و اندوخته‌های خویش را در ...
  • آقای نقاش، تولدت مبارک (۷ آذر ۱۳۹۴ - ۰۹:۲۵:۰۲)
  • آقای نقاش، تولدت مبارک

    اصفهان امروز: 5 آذرماه درست ده روز بعد از 25 آبان که روز ایثار و مقاومت مردم ...
  • امنه بدرالسماء



©کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به رضا بدرالسماء است

Reza Badrossama 2002-2008©, All Right Reserved

Design & Programming: M.B.Adib Behrooz